سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و وفات حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها

شاعر : سيد محمد رستگار
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
قالب شعر : غزل

معصومه‌ای که تالی زهرای اطهر است            ناموس حقّ و دختر موسی بن جعفر است

همچـون رضا بـرادر والاتـبـار خویش            باشد غریب و دور ز بابا و مادر است


نومـید کـس نـرفـتـه و هـرگـز نمی‌رود            تا حشر هر که چشم امیدش بر این در است

جـبـریل گـرد این حـرم آهـسته می‌پـرد            خواهر دلش شکـستۀ هجر برادر است

گویی که یـاد روی رضا می‌کـند هنوز            بهر برادر اشک‌فشان چشم خواهر است

با پهـلـویی شکـسـته به قـم آیـد از بقـیع            زهرا دلش گرفـتۀ غـم‌های دخـتر است

چشم و چراغ فاطمه است و به ماتمش            هر دیده را که بنگری از خون دل، تر است

معصومه خود به عمّۀ خود گریه می‌کند            زینب که از ستاره غم او فزون‌تر است

آن خواهری که هر چه نظر کرد روی نی            دید آفتاب، نیزه نشین است و محشر است

گفت: ای هلال یک‌شبه‌ام! ای که همرهت            هجده ستاره است و مرا در برابر است!

چون آسـمـان کـوفه گـرفته دلـم حـسین            قرآن بخوان که صوت تو تسکین خواهر است

ای «رستگار»! کاش نمی‌شد به خون، خضاب!            مویی که جای شانه زدن‌های مادر است

نقد و بررسی